جنگ، تورم و رکود؛ اقتصاد جهان وارد فاز بحران شد

با شدت گرفتن درگیریها در منطقه و ورود تنشها به فاز فرسایشی، حالا دیگر تنها معادلات نظامی نیستند که تیتر اول رسانهها را میسازند؛ نبض اقتصاد جهانی نیز تحت تأثیر این بحران، نامنظمتر از همیشه میزند.
واقعیت این است که اقتصاد بینالملل که هنوز زخمهای دوران همهگیری و تنشهای شرق اروپا را بر تن دارد، اکنون با واقعیتی تلختر روبهرو شده است مبنی بر احتمال مسدود ماندن شریانهای اصلی انتقال انرژی و بازگشت به عصر بحرانهای نفتی دهه هفتاد میلادی.
در حالی که بازارهای مالی در پایتختهای بزرگ جهان با تردید به تابلوهای قرمز بورس نگاه میکنند، دادههای میدانی نشان میدهد که کشورهای بزرگ آسیایی از جمله هند و چین، بیش از هر زمان دیگری نگران امنیت انرژی خود هستند.
وابستگی شدید این اقتصادهای نوظهور به نفت خاورمیانه باعث شده تا کوچکترین نوسان در مسیرهای دریایی، به سرعت در قیمت تمامشده کالاها و کاهش رشد صنعتی آنها منعکس شود.
این فشار اقتصادی تنها به غولهای صنعتی محدود نمیماند؛ از نساجیهای بنگلادش گرفته تا معادن نیکل در اندونزی، همگی تحت تأثیر اختلال در زنجیره تأمین و افزایش هزینههای سوخت، با کاهش ظرفیت تولید روبهرو شدهاند.
در این میان، پل کروگمن، اقتصاددان برجسته و برنده نوبل اقتصاد هشدار میدهد که بحران فعلی فراتر از یک نوسان قیمتی ساده است. به باور او، اگر اختلال در گلوگاههای راهبردی مثل تنگه هرمز طولانی شود، جهان با یک «محدودیت فیزیکی» در عرضه انرژی مواجه خواهد شد که هیچ جایگزین سریعی برای آن وجود ندارد.
او معتقد است در چنین شرایطی، برخلاف بحرانهای پولی، تنها راه باقیمانده برای تعادل بازار، کاهش اجباری تقاضا از مسیر «رکود» است؛ وضعیتی دردناک که در آن فعالیتهای اقتصادی به حدی کند میشوند تا مصرف انرژی با عرضه محدود سازگار شود.
پیامدهای این وضعیت برای اقتصادهای غربی نیز کمتر از آسیا نیست. در ایالات متحده و اروپا، تحلیلگران نگراناند که ناتوانی در مهار قیمت انرژی، موج تازهای از تورم مقاوم را ایجاد کند که با سیاستهای انقباضی بانکهای مرکزی هم مهار نشود.
این یعنی اقتصاد جهان در آستانه ورود به دالان تاریک «رکود تورمی» قرار دارد؛ جایی که قیمتها بالا میروند، اما چرخهای تولید از حرکت میایستند.
فراتر از بازار نفت، این جنگ در حال تغییر دادن توازن قدرت اقتصادی است. در حالی که منابع مالی و لجستیکی غرب درگیر این بحران فرساینده میشود، برخی قدرتهای رقیب تلاش میکنند از این بیثباتی برای تقویت جایگاه خود در نظم نوین اقتصادی استفاده کنند.
تضعیف قدرت خرید خانوارها، کاهش رمیتنسها یا همان حوالههای پولی کارگران مهاجر و افت اعتماد سرمایهگذاران، همگی قطعات پازلی هستند که نشان میدهند شعلههای جنگی که ترامپ در ایران به راه انداخته، سفرههای مردم را در دورترین نقاط جهان نیز هدف گرفته است و انطور که کارشناسان اذعان دارند جهان باید خود را برای یک دهه سخت اقتصادی آماده کند.
انتهای پیام/